دیدگاه علما و مراجع تقلید معاصر، پیرامون اندیشه و تحولات تاریخی
21 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : اموزه ) پاییز 1381 - شماره 1 )(14 صفحه - از 67 تا 80)
تعداد شرکت کننده : 0

درآمد:

برای آگاهی از جریانات تاریخ معاصر، خصوصا نهضت مشروطه که از مقاطع بسیار مهم تاریخ کشور ماست، یکی از راه‏ها مراجعه به متون تاریخی می‏باشد. اما از آن‏جا که اغراض نویسندگان و سطح اطلاعات و معلومات تاریخی آنها در درستی و نادرستی این متون نقش دارد، لذا پی‏بردن به حقایق تاریخی، مخصوصا مواردی که در بین متفکران مورد نزاع بوده و احتمال تحریف در آن بیشتر می‏رود، کاری است پر زحمت و طاقت فرسا. اما اگر بتوانیم به افرادی مراجعه کنیم که مطمئن و غیر مغرضند و خود شاهد این حوادث بوده‏اند و یا از واسطه‏ای مطمئن و آگاه به مسایل آن‏روز، مطالب را نقل می‏کنند؛ احتمال خطا بسیار کم و درصد رسیدن به حقایق بسیار بالا خواهد بود. حال اگر این اشخاص، صاحب فکر و اندیشه و برخاسته از مراکزی باشند که مبدأ تحول آفرینی‏های بسیاری در طول تاریخ بوده‏اند، نظرات آنها می‏تواند در حل بسیاری از معضلات تاریخی ـ تحقیقی حلال مشکلات بوده و نسبت به حوادث و شرایط کنونی جامعه، راه‏گشا باشد. گروه تاریخ و اندیشه معاصر، در اولین گام برای رسیدن به این اهداف به محضر حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی شرفیاب گشته، ابتدا گزارشی از عملکرد گروه، توسط جناب استاد دکتر نجفی ارایه شد و آنچه در پی می‏آید برگرفته از خاطره‏ها، رهنمودها و توصیه‏های معظم‏له می‏باشد.

سخنان حضرت آیت‏الله العظمی

لطف الله صافی گلپایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

اصل مطلب ـ یعنی اطلاع از جریانات ـ بسیار مهم است. در کاری که شما شروع کرده‏اید در واقع از اصل جریانات مطلع می‏شوید و به حقایق دست پیدا می کنید، لذا در این کار باید محتوای جریانات در عصر مشروطه و بلکه پیش از آن نیز روشن شود و هم‏چنین کتاب هایی که نوشته شده است باید مورد بررسی قرار گیرد. بررسی کتاب‏ها برای این است که بعضی از کسانی که تاریخ معاصر ما را نوشته‏اند یا در نوشتن آن نقش داشته‏اند؛ منحرف از دین، وابسته به بیگانگان و حتی جزء بهائیت یا بابیت (ازلی) بوده‏اند که به عنوان متجدد و با نقاب روشن‏فکر ظاهر می‏شدند و کتاب‏ها جزء منابع و مدارک شده است. امروزه هم، بر اساس همین نوشته‏ها قضاوت می‏شود چون افراد دیگری مطلب ننوشته‏اند.

با توجه به این مدارک، معلوم می‏شود حرکتی در جریان بوده که در کل، به ضرر اسلام و احکام آن صورت پذیرفته است. بنابراین پرداختن به کتاب‏ها و نقد و بررسی آنها کاری بس مهم و ضروری است. و جریانات اصلی و فرعی نیز باید از هم مشخص شوند. بنابراین باید به اصل و ریشه اینها پرداخته شود که تقریبا از زمان ناصرالدین شاه، بلکه از عصر فتحعلی‏شاه در کشور ما و در نقاط دیگر شروع شده است و هنوز هم ادامه دارد.

بیگانگان در واقع در پی تغییر هویت اسلامی مسلمانان بوده و هستند و می‏خواستند استقلال فکری و سیاسی ممالک اسلامی را از بین ببرند. همان‏طور که می‏بینید، کشورهای بسیار کوچک اروپایی هم استقلال دارند؛ اما اگر یک کشور اسلامی بخواهد استقلال داشته باشد اگر بتوانند، فورا صدای استقلال خواهی او را خفه می‏کنند. مسأله این است که اینها با اسلام طرفند و بسیاری از برنامه‏های تحمیلی مثل یکسان‏سازی شکل لباس و کشف حجاب، همه برای تغییر هویت اسلامی بود. توجه به مدنیّت قبل از اسلام و ایران باستان و احیای مدنیّت‏های مرده در نقاط دیگر؛ همه برای همین مقصد بود. در کتابی به نام «فی ذکر الهداس»، درباره این مسأله (بازگشت دادن ملل اسلامی به عنوان فولکلور) مطالب جالبی

دارد که نشان می‏دهد حتی سازمان ملل و یونسکو و یونیسف هم در این امر دخالت دارند. پیدایش بابی‏ها و بهائی‏ها و حتی پهلوی‏ها برای همین مسأله بوده است. وقتی خوب دقت می‏کنیم، معلوم می‏شود که اینها از طرف غربی‏ها و و مسیحی‏ها بود تا حرمت اسلام را شکسته و از بین ببرند و در نتیجه بتوانند ممالک اسلامی راتجزیه و استعمار کنند.

س : شما در صحبت هایتان به روشن‏فکران اشاره فرمودید؛ لطفا توضیح دهید که آنان در مشروطه با چه عناوین و اهدافی کار می‏کردند؟

ج: اینها به عنوان متجدد می‏آمدند و هدف اصلی‏شان از بین بردن اصل اسلام و جوهره دین و هویت دینی بود. البته در برهه‏ای از زمان هم به مقاصد خود رسیدند. اینها با اسلامیت حکومت کار داشتند و می‏بینیم که حتی با خود ناصرالدین شاه هم کار نداشتند. در نوشته‏های تاریخی‏شان در بدگویی به اسلام و مسلمین کم نگذاشته‏اند و همه علل عقب ماندگی را به اسلام برگردانده‏اند. حتی گاهی کتاب‏های غیر تاریخی نیز این‏گونه است. شما همین «لغت نامه دهخدا» را نگاه کنید، چه‏قدر حق کشی کرده است! ببینید چند صفحه به آن زن بابی (قرة العین) اختصاص داده است؛ نزدیک به بیست و هفت ـ هشت صفحه درباره او مطلب نوشته است، اما در مورد حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ به یکی ـ دو صفحه نمی‏رسد. برخی از این کتاب‏ها تا توانسته‏اند به روحانیت اهانت کرده‏اند؛ صریحا دین را مظهر عقب ماندگی می‏شمارند. هر کسی که حرفی علیه دین زده یا عقاید دینی را منکر شده، در این کتاب‏ها جایگاه دارد، هر چند که بعضی از این کتاب‏ها تاریخی نیستند.

اصولاً روشن‏فکران غرب‏زده دنبال این بودند که دین و اسلام را مظهر عقب ماندگی معرفی کنند.

کتاب «موقف العقل و العلم و العالم من رب العالمین» که پنج جلد است و توسط شیخ الاسلام عثمانی نوشته شده است ملاحظه کنید. او بعد از مصطفی کمال که جمهوری لائیک اعلام کرده بود، به مصر می‏رود و در عالم سنی‏گری خود با آنها و با همه روشن‏فکرانی که در ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی